تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم تیر 1392 | 11:11 | نویسنده : علیرضا

پروردگارا 

             

داده هایت ، نداده هایت و گرفته هایت را شکر می گویم

                            

چون داده هایت نعمت ، نداده هایت حکمت و گرفته هایت امتحان است.





به وبلاگم خوش آمدید




تاريخ : چهارشنبه هشتم بهمن 1393 | 9:46 | نویسنده : علیرضا

در زماني كه وفا قصه برف تابستان است 

 

و صداقت گل نايابي است دور چشمان شقايق

 

عابر بي عاطفه غم جاري است

 

به چه كسي بايد گفت:  با تو انسانم و خوشبخت

 

 



تاريخ : چهارشنبه هشتم بهمن 1393 | 9:45 | نویسنده : علیرضا

عشق فراموش کردن نیست بخشیدن است

 

گوش کردن نیست درک کردن است

 

دیدن نیست احساس کردن است

 

جا زدن و کنار زدن نیست صبر کردن و ادامه دادن است ...

 

 



تاريخ : دوشنبه بیست و نهم دی 1393 | 12:29 | نویسنده : علیرضا
 

مرا از جهنم می ترسانند ....

اما دنیای بـــی تو بیشتر آتشــــَـم میزند.. !

 



تاريخ : یکشنبه بیست و هشتم دی 1393 | 14:27 | نویسنده : علیرضا

تقصیر دستور زبان است

که بعد از من و تو

"ما"

نمی آیـــــــــــــــــــــــــد...

"او"

می آیـــــــــــــــــــــــــــد...

 



تاريخ : یکشنبه بیست و هشتم دی 1393 | 14:26 | نویسنده : علیرضا

شکسته ام ولی اشک نمیریزم


پنهام شده ام پشت لبخندی که یک دنیا ((درد)) دارد…

 



تاريخ : شنبه بیست و دوم آذر 1393 | 8:50 | نویسنده : علیرضا
از به خون خفتن یک شیر چهل روز گذشت

از مصاف سر و شمشیر چهل روز گذشت


از همان روز بلا روز عطش روز فراق

و از آن روز نفس گیرچهل روز گذشت


از همان روز که بر چشم یل لشگر عشق

بوسه میداد لب تیر چهل روز گذشت


از اسیری و از آن لحظه که ناموس خدا

بسته شد در غل و زنجیر چهل روز گذشت


از زمانی که همان شیر زن کرببلا 

شده این گونه زمین گیرچهل روز گذشت


و از آن روز که زینب ز غم دوری دوست

چون چهل ساله شده پیرچهل روز گذشت


از غم و غصه و بیدادچهل روز گذشت

و ازآن روز غم و غصه و فریادچهل روز گذشت


از غروب و غم آلاله چهل روز گذشت

از به خون خفتن هفتادو دو آلاله چهل روز گذشت

از نوای عطش تشنگیه طفل رباب

از تلضیه لب خشک چهل روز گذشت


از به غارت شدنه خیمه و اسباب حرم

در میان آتش و دود چهل روز گذشت


آتش خیمه و یک مشت حرامی پلید

و از آن دست که سیلی زده ما راچهل روز گذشت


از غریبی همه بعد علمدار حسین

تا به بشکستنه پشت توچهل روز گذشت


اربن اربا تن اکبر که دو عالم را سوخت

از نوای جگر افروزچهل روز گذشت


دیده ها دید که زیر سم مرکب تن قاسم افتاد

از شکستن به زیر مرکب دشمن چهل روز گذشت
 


تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم آبان 1393 | 8:46 | نویسنده : علیرضا
 

پاییز برای بعضی ها دل انگیز است و برای بعضی ها غم انگیز…  

برای من فصل سردی دلهاست…  

فصل باریدن اشکها… 

فصل تنهایی قدم زدن روی برگهای نارنجی…  

فصل رقصاندن آتش سیگار در سیاهی و سکوت شب… 

اینروزها هوای دلم هم پاییزیست…



تاريخ : دوشنبه پنجم آبان 1393 | 10:20 | نویسنده : علیرضا

 

 



تاريخ : سه شنبه سی ام اردیبهشت 1393 | 19:49 | نویسنده : علیرضا

فــردا آمــده اسـت و ایـسـتـاده اسـت
پــیــشِ رویِ مـــن
مـی پـرسـد چــه مـی خــواسـتـی؟
بـا عـصـا او را کــنـار مـی زنـم
هــمـچـنـان
چـشـم دوخـتـه ام بـه دوردســت
مُـــنــتــظـــــــر … !